برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم!
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت... و سکوتی سنگین!!!
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ... فقط میدوم!!!
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند...!!!
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی!!!!!!!
فقط صدایی مبهم...!!!؟
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟!!!
و رفتی و خورشید را هم بردی...!!!
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر...
برگی از زندگی ام را ورق میزنم...
امروز به پایان دفترم نزدیکم...!!!

نظرات شما عزیزان:
البرز 
ساعت13:33---5 مهر 1390
خیلی قشنگ بود . لینکت کردم
|